قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / عطار (صفحه 96)

عطار

غزل شماره ۳

ای به عالم کرده پیدا راز پنهان مرا جان و دل پر درد دارم هم تو در من می‌نگر ز آرزوی روی تو در خون گرفتم روی از آنک گرچه از سرپای کردم چون قلم در راه عشق گر امید وصل تو در پی نباشد رهبرم چون تو می‌دانی که …

توضیحات بیشتر »

غزل شماره ۲

ز زلفت زنده می‌دارد صبا انفاس عیسی را سحرگه عزم بستان کن صبوحی در گلستان کن کسی با شوق روحانی نخواهد ذوق جسمانی گر از پرده برون آیی و ما را روی بنمایی دل از ما می‌کند دعوی سر زلفت به صد معنی به یک دم زهد سی ساله به …

توضیحات بیشتر »

غزل شماره ۱

چون نیست هیچ مردی در عشق یار ما را جایی که جان مردان باشد چو گوی گردان گر ساقیان معنی با زاهدان نشینند درمانش مخلصان را دردش شکستگان را ای مدعی کجایی تا ملک ما ببینی آمد خطاب ذوقی از هاتف حقیقت عطار اندرین ره اندوهگین فروشد

توضیحات بیشتر »