قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / عطار / غزل شماره ۸۴۶

غزل شماره ۸۴۶

سر برهنه کرده‌ام به سودایی

با چشم پر آب پای در آتش

چون گوی بمانده در خم چوگان

از صحبت اختران صورت‌بین

هر روز ز تشنگی چو آتش

هر سودایی که بیندم گوید

گر بنشینم به نطق برخیزد

چون یکجایم نشسته نگذارند

زین واقعه‌ای که کس نشان ندهد

درباره ی mokhtarnia

مطلب پیشنهادی

غزل شماره ۸۴۹

ترسا بچه‌ایم افکند از زهد به ترسایی دی زاهد دین بودم سجاده نشین بودم امروز …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *